تبليغاتX
حقیقت عشق

حقیقت عشق

 

درس اول:
يه روز مسوول فروش ، منشي دفتر ، و مدير
شرکت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند…
يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي کنن و
روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه…
جن ميگه: من براي هر کدوم از شما يک آرزو
برآورده مي کنم…
منشي مي پره جلو و ميگه: اول من ، اول من!
من مي خوام که توي باهاماس باشم ، سوار يه
قايق بادباني شيک باشم و هيچ نگراني و غمي
از دنيا نداشته باشم !
پوووف! منشي ناپديد ميشه ...
! بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: حالا من
، حالا من
من مي خوام توي هاوايي کنار ساحل لم بدم ،
يه ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي
نوشيدني ! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم
...
پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه…
بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه…
مدير ميگه: من مي خوام که اون دو تا هر
دوشون بعد از ناهار توي شرکت باشن !!!

نتيجه : اخلاقي اينکه هميشه اجازه بده که
رئيست اول صحبت کنه !

 

 

درس دوم :

يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد مي کنه
که با ماشين برسوندش به مقصدش…
راهبه سوار ميشه و راه ميفتن…
چند دقيقه بعد راهبه پاهاش رو روي هم
ميندازه و کشيش زير چشمي يه نگاهي به پاي
راهبه ميندازه…
راهبه ميگه: پدر روحاني ، روايت مقدس ۱۲۹

رو به خاطر بيار… !
کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه...
چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و
کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پاي
راهبه تماس ميده…!
راهبه باز ميگه: پدر روحاني! روايت مقدس
۱۲۹ رو به خاطر بيار!!!
کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و
راهبه رو به مقصدش مي رسونه…
بعد از اينکه کشيش به کليسا بر مي گرده
سريع ميدوه و از توي کتاب روايت مقدس ۱۲۹

رو پيدا مي کنه و مي بينه که نوشته: به پيش
برو و عمل خود را پيگيري کن… کار خود را
ادامه بده و بدان که به جلال و شادماني که
مي خواهي ميرسي !!!

نتيجه اخلاقي اينکه اگه توي شغلت از
اطلاعات شغلي خودت کاملا آگاه نباشي،
فرصتهاي بزرگي رو از دست ميدي!!!

 

 

درس سوم :

بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش
حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد
همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد
زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در
رو باز کنه…
همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود
تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان
۱۰۰۰
دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازي
زمين!
بعد از چند لحظه ، زن پيتر حوله رو ميندازه
و رابرت چند ثانيه تماشا مي کنه و ۱۰۰۰

دلار به زن پيتر ميده و ميره…!
زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و برگشت
پيتر پرسيد: کي بود زنگ زد؟ زن جواب داد:
رابرت همسايه مون بود…
پيتر گفت: خوبه… چيزي در مورد
۱۰۰۰ دلاري
که به من بدهکار بود گفت؟!!

نتيجه اخلاقي: اگه شما اطلاعات حساس مشترک
با کسي داريد که به اعتبار و آبرو مربوط
ميشه ، هميشه بايد در وضعيتي باشيد که
بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيري
کنيد !!!


 

درس چهارم :

من خيلي خوشحال بودم !
من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته
بوديم  والدينم خيلي کمکم کردند  دوستانم
خيلي تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق
العاده اي بود…
فقط يه چيز من رو يه کم نگران مي کرد و اون
هم خواهر نامزدم بود…!
اون دختر باحال ، زيبا و جذابي بود که گاهي
اوقات بي پروا با من شوخي هاي ناجوري مي
کرد و باعث مي شد که من احساس راحتي نداشته
باشم…
يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از
من خواست که برم خونه شون براي انتخاب مدعوين عروسي !
سوار ماشينم شدم و وقتي رفتم اونجا اون
تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت :
اگه همين الان ۵۰۰
دلار به من بدي بعدش
حاضرم با تو …………….!
من شوکه شده بودم و نمي تونستم حرف بزنم…
اون گفت: من ميرم توي اتاق خواب و اگه تو
مايل به اين کار هستي بيا پيشم…
وقتي که داشت از پله ها بالا مي رفت من بهش
خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه
ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و
از خونه خارج شدم…!
يهو با چهره نامزدم و چشمهاي اشک آلود پدر
نامزدم مواجه شدم!!!
پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از
امتحان ما موفق بيرون اومدي…!
ما خيلي خوشحاليم که چنين دامادي داريم  و
هيچکس بهتر از تو نمي تونستيم براي
دخترمون پيدا کنيم به خانوادهء ما خوش
اومدي !!!


نتيجه اخلاقي: هميشه کيف پولتون رو توي
داشبورد ماشينتون بذاريد !!!


نظر: من که به شخصه لذت بردم شما چطور...

نوشته شده در سه شنبه 1388/10/01ساعت توسط محسن| |

 

ماه فروماند از جمال محمد
سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست
در نظر قدر با کمال محمد

وعده دیدار هرکسی به قیامت
لیلة اسری شب وصال محمد

آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی
آمده مجموع در ظلال محمد

عرصه گیتی مجال همت او نیست
روز قیامت نگر جمال محمد

وانهمه پیرایه بسته جنت فردوس
بو که قبولش کند بلال محمد

همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد
تا بدهد بوسه بر نعال محمد

شمس و قمر در زمین حشر نتابد
نور نتابد مگر جمال محمد


شاید اگر آفتاب و ماه نتابد
پیش دو ابروی چون هلال محمد

چشم مرا تا به خواب دید جمالش
خواب نمی گیرد از جمال محمد

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد

نوشته شده در جمعه 1388/09/20ساعت توسط محسن| |

 

نوشته شده در جمعه 1388/09/20ساعت توسط محسن| |

 

 

غضنفر توي آتيش سوزي ميميره
پزشكان اعلام مي كنن %10 سوختگي ، %90 كوفتگي !!!
ميرن تحقيق مي كنن مي بينن دوستاش آتيشو با بيل خاموش كردن !!!

 

ببخشيد بيدارت کردم

...

.

.

.

مي خواستم ببينم شبا که مي خواي بخوابي گوشيتو خاموش مي کني که سره کارت نزارن؟؟...؟


شنيدم تو 3 ساعت 3 کيلو لاغر کردي ، اي ناقلا ! دماغتو عمل کردي !؟

 

خواننده تو عروسي ميگه: خانوما، آقايون، دستا بالا، مي‌خواهيم بريم بندر! طرف داد ميزنه: كجا؟ ما تا شام نخوريم هيچ‌جا نميريم

 

به پيرزنه ميگن ننه شوهرت بديم يا بفرستيمت مكه ؟
ميگه : ننه مكه كه فرار نمي كنه !

 

پنج تا داداش پولاشونو رو هم ميذارند تاکسي مي خرند بعد از چند وقت ورشکست مي شند اگه گفتي چرا ؟
اخه پنج تايي با هم مي رفتن مسافرکشي

 

تازگيا طلا شدي
گم شدي كيميا شدي
ديگه اس ام اس نمي زني
عين غريبه ها شدي


 

هر وقت تو زندگي به يه در بزرگ که يه قفل بزرگ روش بود رسيدي ، نترس و نااميد نشو چون اگه قرار بود در باز نشه جاش يه ديوار مي گذاشتن

 

غضنفر همش دعا مي کرده بچه دار شه يه شب جبرئيل مياد تو خوابش ميگه عوض اينهمه دعا برو زن بگير


 

اولي: امان از دست اين زنها! زنم تمام دارائي ام را برداشت و رفت.
دومي: خوش به حالت! زن من تمام دارائي ام رو برداشت و نرفت!

 

 
       (o/5 k3)
      --------------------
       (k3)
 
.
.
 
جواب : کاسه اي زير نيم کاسه است

?????
?????
تو  که مکه نميتوني بري . اين اس ام اس رو باز کن دور موبايلت ? دور بچرخ

 

غضنفر تو عربستان دزدي مي کنه ، پليس ها دنبالش مي کنن .
ياد فيلم امام علي ميفته ، شورتشو در مياره .
عربها مي رسن ترتيبشو مي دن ، وقتي حالش جا مياد ميگه :
پدرسوخته ها چقدر از فيلم رو توي ايران سانسور مي کنن !!

 


هميشه از خوبيهاي آدما واسه خودت ديوار بساز
پس هر وقت در حقت بدي کردن ، فقط يه آجر از ديوار بردار
بي انصافيه اگه ديوار خراب کني

 

من به ? چيز عشق مي ورزم ، تو و وجود تو
به ? چيز اعتقاد دارم ، خدا و تو
من در اين دنيا ? چيز مي خواهم ، تو و خوشبختي تو

 

زندگي 3 چيزه :
1. گريه اي كه خشك ميشه
2. خنده اي كه محو ميشه
3. يادي كه از تو ميمونه و فراموش نميشه

 


راز دل با كس نگفتم چون ندارم محرمي
هركه را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم
راز دل با آب گفتم تا نگويد با كسي
عاقبت ورد زبان ماهي دريا شدم. مصي

 

در زندگي افرادي هستند كه مثل قطار شهربازي هستند
از بودن با اونا لذت مي بري ولي باهاشون به جايي نمي رسي

 

غضنفر مي ره تماشاي رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده. بعد ازش مي پرسن چه طور بود؟ مصي ميگه آدماي خيلي خوبي بودن. ديدن من خوابم، رو نوک انگشت راه مي رفتن!

 

براي اداره کردن خودت از عقلت استفاده کن
و براي اداره کردن ديگران از قلبت

 

زمونه ازم رسيد : چه کسي رو دوست داري ؟
ولي من راچع به تو چيزي بهش نگفتم .
آخه رسم زمونه اينه که هر کسي رو دوست داري ازت ميگيره .

 

 به اندازه تمام سلولهاي بدنم دوستت دارم (از طرف يک تک سلولي) شوخي کردم ديونه تو که مي دوني نفس مني ( ازطرف يک مرده)

نوشته شده در سه شنبه 1388/09/17ساعت توسط محسن| |
 

این وب برای مطلب جدید حسابی نظر میخواد وگرنه

 

خبری نیست!!!

 

 

نوشته شده در دوشنبه 1388/09/02ساعت توسط محسن| |

ای بــرادر! خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان
اما بقدر فهم تو کوچک میشود
و بقدر نیاز تو فرود می آید
و بقدر آرزوی تو گسترده میشود
و بقدر ایمان تو کارگشا میشود
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود
و به قدر دل امیدواران گرم میشود

یتیمان را پدر می شود و مادر
بی برادران را برادر می شود
بی همسرماندگان را همسر میشود
عقیمان را فرزند میشود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه میشود
در تاریکی ماندگان را نور میشود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
و محتاجان به عشق را عشق می شود

خداوند همه چیز می شود همه کس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ِناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار

و بپرهیزید
از ناجوانمردیهــا
ناراستی ها
نامردمی ها!

چنین کنید تا ببینید که خداوند
چگونه بر سر سفره ی شما
با کاسه یی خوراک و تکه ای نان می نشیند
و بر بند تاب، با کودکانتان تاب میخورد
و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز میخواند

مگر از زندگی چه میخواهید
که در خدایی خدا یافت نمیشود؟
که به شیطان پناه میبرید؟
که در عشق یافت نمیشود
که به نفرت پناه میبرید؟
که در سلامت یافت نمیشود
که به خلاف پناه میبرید؟
و مگر حکمت زیستن را از یاد برده اید
که انسانیت را پاس نمی دارید ؟!

دیگه نمی خوام نظر بذاری بی معرفت...

نوشته شده در پنجشنبه 1388/08/28ساعت توسط محسن| |

 

در دنیای دوستی همه روابط، عاشقانه و بی عیب و ایراد است اما در زندگی مشترک این عشق ها کم رنگ شده و عیب ها خود را نمایان می‌سازند.

بسیاری از جوانان تصور می‌کنند که زندگی مشترک و شرایط به وجود آمده در زمان ازدواج مانند شرایطی است که در زمان دوستی یا نامزدی بین دو طرف حاکم بوده است و مقایسه بین این دو شرایط برای تعدادی از زوج ها باعث شده تا بدبینی خاصی نسبت به زندگی مشترک داشته باشند. در حالی که دنیای دوستی و نامزدی دنیای بسیار متقاوتی از زندگی مشترک می‌باشد.

دنیای دوستی دنیای رویاها و ایده آل هاست در حالی که زندگی مشترک دنیایی کاملا حقیقی و ملموس است. دنیایی که در آن خوبی ها و بدی ها در کنار یکدیگر است و تنها می‌توان با تلاش و کوشش و صبوری دنیای ایده آلی ساخت. دنیای دوستی سراسر شیرینی، امید و شرایط مطلوب است. اینجا مرد مورد علاقه ات کاملا در اختیار توست. برای با تو بودن به اندازه کافی فرصت دارد تنها به تو می‌اندیشد و به همه خواسته هایت تن در می‌دهد. زن مورد علاقه ات به همان گونه است که تو می‌خواهی، تنها به فکر توست و برای رضایت و خوشنودیت تلاش می‌کند.

در زمان دوستی از گذشته خود به راحتی صحبت می‌کردی، از همه خواسته هایت بی پرده سخن به میان می‌آوردی و احساس می‌کردی که گذشته و حالت از خودت می‌باشد و آزاد هستی تا در انتخاب خود تجدید نظر کنی. همه چیز را عاشقانه می‌نگریستی و از کمی ها و کاستی ها به راحتی می‌گذشتی چون باور داشتی که باید این زندگی رویایی را شیرین نگاه داشت و برای شیرین بودن آن باید از عیب ها گذشت. اما همین که وارد زندگی مشترک می‌شوی شرایط کاملا تغییر می‌کند. اینجا دیگر صحبت از تحمل کردن است. اینجا صحبت از یک عمر زندگی است. اینجا خوبی و بدی، شیرینی و تلخی و زشتی ها و قشنگی ها در کنار همدیگر است. در دنیای دوستی محبوب تو خود را به شکلی ایده ال به تو ارایه می‌کرد اما در زندگی مشترک تو باید از او یاری ایده آل بسازی.

دنیای دوستی دنیای نیاز های عاطفی، و نیازهای غریضی است. در این دنیا برای رسیدن به خواسته هایت باید محبوب و مطلوب دوستدار خود باشی. اینجا رفع نیازهایت در ردیف اول اولویت های زندگیت می‌باشد بنابراین خود را برای برآورده شدن نیاز های عاطفی یا دیگر نیاز های غریضی خود آماده می‌کنی. اما در زندگی مشترک با برآورده شدن این نیازها، مسائل دیگری در اولویت زندگی قرار می‌گیرند. و مردان بر اساس ساختار مغزی و نوع وظیفه ای که در طول تاریخ آفرینش بر عهده آنها گذاشته شده کار و موفقیت های اجتماعی خود را در راس همه امور قرار می‌دهند. اما زنان ایده آل ترین شرایط زندگی برای آنها زمانی بود که مرد مورد علاقه شان تنها به آنها فکر می‌کرد و هیچ چیز جز زن محبوب شان در اولویت کار آنان نبود.

اما با ادامه زندگی و هویدا شدن نیاز های اساسی دیگر مرد، زنان از رابطه معشوقانه خود سر خورده شده و تصور می‌کنند که: محبت و عشق مرد مورد علاقه آنها کم رنگ شده است. بنابراین نسبت به همه روابط مشترک حساس شده که این حساسیت تصور سلطه طلبی و زیاده خواهی زنان را در افکار مردان پرورش می‌دهد و این مسئله خود باعث می‌شود تا در برابر نیاز عاطفی و احساسی زنان واکنش های منفی از خود بروز دهند. اینجا یک رابطه ساده و عاطفی تبدیل به رابطه ای پیچیده و پر از شک و ظن می‌شود که حل آنها تنها به دست روانکاوان متبحر انجام می‌پذیرد. بزرگترین اشتباه زنان در این مرحله از زندگی این است که به حساسیت های خود دامن بزنند یا بین خود و محبوبشان فاصله ایجاد کنند یا تصور کنند که اگر با مردی دیگر ازدواج می‌کردند عشق آنها همیشه پررنگ و ثابت بود.

در حالی که همه مردان برای آشنا شدن به روحیات زنان و تطبیق دادن روحیات خود با زنان مورد علاقه شان نیاز به کسب مهارت عشق ورزی دارند که این وظیفه اصلی هر زنی است که مرد مورد علاقه خود را در مهارت بیان احساسات درونی و عشق ورزی متبحر کند. او باید خود را به مرد مورد علاقه خود نزدیک تر کرده و به او بفهمانند که من یک زنم. من کانون عشق و عاطفه هستم. من دوست دارم وقتی با من زیر یک سقف هستی دنیای مردانه خود را فراموش کنی و چون من تو هم به یک کانون عشق و محبت تبدیل شوی. همچون زمانی که آرزوی با هم بودن را در سر می‌پروراندیم. محبت تو برای من تنها زمانی که نیاز جنسی داری برایم کافی نیست بلکه من باید دایم و پیوسته از تو انرژی محبت و عشق بگیرم تا بتوانم شاداب و با طراوت زندگی کنم.

زنان تصور نکنند که تنها با بیان یک بار این جملات وظیفه آموزش مرد مورد علاقه خود را به پایان رسانده اند. بلکه این کار نیازمند پشتکار و به کار گرفتن فنون و جذابیت های زنانه است. چون مردان وظیفه مهارت عشق ورزی و بیان احساسات خود را فراموش می‌کنند. چون این وظیفه اصلی آنها نیست و نیمکره مغز آنان که وظایف غیر احساسی و عاطفی را به عهده دارد بزرگتر از نیمکره مغزی است که وظیفه عاطفی و احساسی را به عهده دارد. در ضمن مردان موجودات تنوع طلبی هستند که اگر آنان را رها کنید زنی دیگر را همچون شما اسیر نیازهای عاطفی و جنسی خود می‌کنند.

در دنیای دوستی همه روابط عاشقانه و بی عیب و ایراد است اما در زندگی مشترک این عشق ها کم رنگ شده و عیب ها خود را نمایان می‌سازند. در این نوع زندگی باید از خرد و اندیشه کمک گرفت و به خود و محبوبمان بفهمانیم که هر انسانی دارای معایب و محاسنی است و پیدا کردن فردی که فقط خوبی در او باشد محال است همانطور که خودم یا شما دارای نقاط ضعف و عیب هایی هستیم.

نوشته شده در شنبه 1388/08/16ساعت توسط محسن| |

خيلي از مردها به بعضي بوهاي خاص حساس هستند و درواقع، شايد راهي که مي‌توانيد به مرد مورد علاقه تان نزديک شويد، از راه دلش نباشد و از راه بيني او باشد.

در اين مقاله ايده‌هايي مختلف مجذوب کردن حس بويايي مردها را به شما معرفي مي‌کنيم. براي اين منظور به خاطرات دوران کودکي، رايحه غذاهاي مورد علاقه و عطرهايي که براي خود يا شما مي‌پسندد اشاره مي‌کنيم.

براي همه ما بوهاي خاصي است که احساس امنيت و شادي را در ما زنده ميکند: اين رايحه ميتواند بوي چمن باران خورده، نان تازه، يک صابون خاص، يا بوي لباسهاي خيس باشد. خيلي از مردها به بعضي بوهاي خاص حساس هستند و درواقع، شايد راهي که مي‌توانيد به همسرتان نزديک شويد، از راه دلش نباشد و از راه بيني او باشد.

از بوي چه غذاهايي خوشش مي‌آيد و خوشش نمي آيد؟

ممکن است يک شب با او غذا پخته باشيد يا در رستوران بوي پنير يا گياهاني با بوي تند را استنشاق کرده باشيد. بايد به واکنش او توجه کنيد. آيا او مجذوب بوي غذاهاي خاصي مي‌شود يا از آنها بدش مي‌آيد؟

از او بخواهيد واکنشش را براي شما توصيف کند. اين رايحه مي‌تواند رابطه اي با دوران کودکي او، معشوق قديمي، يا يک موقعيت شاد يا بد قديمي داشته باشد.

مثلاً اگر متوجه شديد که همسرتان به بوي وانيل تمايل دارد، مي‌توانيد دنبال عطري براي خودتان بگرديد که با رايحه وانيل باشد. يا دسرهاي خوشمزه وانيلي براي او درست کنيد.

چه بوهايي دور و برش وجود دارد؟

حتي اگر مثل کارآگاه‌ها همه منزلتان را براي پيدا کردن بو و عطرهاي مورد علاقه‌اش زير و رو نکنيد، هنوز هم مي‌توانيد با دقت به جزئيات زندگي روزمره‌اش، بوهاي مورد علاقه او را پيدا کنيد. ببينيد براي شستن لباسهايش از چه پودري استفاده مي‌کند؟
حمام خانه بهترين نقطه براي پيدا کردن بوهاي مورد علاقه اوست. صابون و شامپويش را بو کنيد. کرم مرطوب کننده اش را هم همينطور. آيا بوي خاصي را پيدا مي‌کنيد که در همه آنها مشترک باشد؟ افترشيو يا ادکلنش هم مي‌تواند روشن‌ترين نشانه بوهايي باشد که دوست دارد. از اين گذشته، اگر او از اين بو براي روي صورت و بدنش استفاده مي‌کند، پس مطمئناً اهميت ويژه اي برايش دارد.
رايحه زنانه

يادتان باشد، طرفتان همانقدر که از بوي عطر خودش لذت مي‌برد، مطمئناً بوي عطر شما هم اهميت زيادي برايش دارد. خيلي از مردها درمورد بوي شما خيلي رک هستند و نظرشان را راحت به شما مي‌گويند. دقت کنيد و به نظري که درمورد عطرتان مي‌دهد خوب توجه کنيد. اگر وقتي بغلتان کرده است با حس خوبي مي‌گويد، "واي، تو فوق العاده اي"، مطمئن باشيد که بهترين عطر را براي خودتان انتخاب کرده ايد.

با دقت به اولويت‌ها و علايق بويايي طرفتان مطمئن باشيد که نتيجه خوبي عايدتان مي‌شود. اگر بعضي بوهاي خاص که در خانه اش يا جايي در زندگيش پيدا کرده‌ايد را برايش زنده کنيد مطمئن باشيد از اينکه شما را در زندگي خود دارد بي نهايت احساس خوشبختي مي‌کند. البته قدرت بويايي را نبايد در محوطه خانه او منحصر کنيد. بايد بوهايي را که بيشتري تاثير را روي او دارند پيدا کنيد و اين بوها را روي پوستتان، در آشپزخانه و در اتاق خوابتان در معرض توجه اش قرار دهيد و مطمئن باشيد که او را بيش از پيش مجذوب خودتان خواهيد کرد.

نوشته شده در پنجشنبه 1388/08/07ساعت توسط محسن| |

سعی کنی حتما میتونی ببینی...

نوشته شده در سه شنبه 1388/07/28ساعت توسط محسن| |

اشتباهات بسیار جالبی در رابطه با گوش هایمان مرتکب می شویم که شاید حتی از آنها اطلاعی هم نداشته باشیم مثلا...


1- برای تمیز كردن گوش، هیچ چیزی بهتر از گوش‌پاك‌كن نیست:
اشتباه می‌كنید! گوش‌پاك‌كن‌ها بیش از آن كه به گوش ما خدمت كنند، خیانت می‌كنند. آنها جِرمی را كه خودش به طور طبیعی از گوش خارج می‌شود، با فشار به داخل گوش برمی‌گردانند و كانال شنوایی را كم‌كم مسدود می‌كنند.خطر عفونت،خطر پارگی پرده گوش و كاهش شنوایی از شایع‌ترین خطرات استفاده از گوش‌پاك‌كن‌هاست.

2- پس (با توجه به حرف‌های بالا ) گوش‌پاك‌كن‌ به هیچ دردی نمی‌خورد.
قطعا به درد تمیز كردن گوش نمی‌خورد ولی كاربردهای دیگری دارد؛ مثلا می‌تواند ابزاری باشد برای مالیدن برخی داروها به داخل گوش، البته با توصیه و تجویز پزشك.

3- برای حفظ شنوایی باید گوش‌هایمان را هر روز تمیز كنیم؟
اصلا! گوش‌ها به كمك ما نیازی ندارند.آنها خودشان بلدند خودشان را تمیز كنند. در حالت طبیعی، نیازی به تمیز كردن گوش‌ها نیست و فقط در مواردی كه واكس گوش، ترشح بیش از حد داشته باشد؛ گوش‌‌ها نیاز به تمیز كردن دارند كه البته در چنین مواقعی هم باید كار را به كاردان سپرد.پزشكان در این موارد،معمولا یك قطره تجویز می‌كنند تا واكس گوش (سرومن‌)‌ نرم شود و پس از آن، گوش را شستشو می‌دهند.

4- واكس گوش نوعی چرك است و برای گوش خطر دارد.
برعكس! واكس گوش (سرومن)‌ یك سپر دفاعی برای جلوگیری از ورود آب و عفونت به كانال گوش است و در حالت طبیعی،اصلا نباید آن را خارج كرد. واكس گوش فقط زمانی كه بیش از حد ترشح شد یا تجمع‌اش موجب آزار شد، باید به وسیله پزشك خارج شود.علایم تجمع غیرطبیعی‌اش هم اینهاست: ‌گوش‌درد،خارش و بوی بد گوش،زنگ زدن گوش،خروج ترشحات و كاهش شنوایی.

5- وقتی گوش شما درد می‌كند، معنایش این است كه عفونت كرده؟
نه! هر گوش‌دردی،عفونت گوش نیست.تقریبا50 درصد گوش‌دردها ارجاعی‌اند؛یعنی مشكل اصلی در جای دیگری است (مثلا عفونت یك دندان)‌ ولی شما دردش را در گوش‌تان حس می‌كنید. یكی از علل شایع گوش‌درد، التهاب مفصل گیجگاهی ‌فكی است كه در مجاورت كانال شنوایی قرار دارد و همین مجاورت باعث می‌شود كه درد ناشی از التهاب آن در داخل گوش احساس شود. بیماری «گوش شناگران» هم یكی دیگر از علل شایع گوش‌درد است كه به دنبال مرطوب شدن كانال گوش (مثلا متعاقب شنا)‌ ممكن است اتفاق بیفتد.

6- وزوز گوش درمان ندارد؛ باید با آن كنار آمد.

وزوز گوش، مشكلی بسیار شایع، اما كم‌خطر است كه اتفاقا درمان‌های متعددی دارد؛ از دارودرمانی گرفته تا رژیم‌درمانی و استفاده از مكمل‌ها و روش‌های مقابله با استرس و...

 

بقیه را در ادامه مطلب بیابید

...لطفا نظر یادتون نره...


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 1388/07/24ساعت توسط محسن| |